الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
369
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
الصمت دأب لساني * و قد تكلم قلبي ( صلاح صفدى از توريه ) * * * مردم صبر من را در بلايا و سختىها نمىبينند ، چراكه شيوهء زبان من خموشى است ، و قلب من است كه سخن مىگويد . 926 - قناعت يقول الزمان و لم تسمع * لمن طلب الرزق أو أمله أنا حرب من جد في كسبه * و من يتقنع تعصب له ( صلاح صفدى از توريه ) * * * زمان ، سخن مىگويد و تو نمىشنوى ، با كسى كه در جستجو و آرزوى معيشت است : من دشمن كسى هستم كه در كسب بكوشد و براى كسى كه قناعت بورزد ، آن را مهيّا مىكنم . 927 - طمعورزى و صاحب لما أتاه الغنى * تاه و نفس المرء طماحه و قيل هل أبصرت منه يدا * تشكرها قلت و لا راحه ( صلاح صفدى از توريه ) * * * و دوستى چون او را مال رسيد ، مغرور شد ؛ زيرا آدمى طمعورز است ؛ و مرا گفتند : آيا دست خيرى از وى به تو رسيد ؟ گفتم : حتّى كفى از آن دست نيز نرسيد . 928 - شكوه از ناگوارىها أشكوا إلى اللّه من امور * يمر دهري و لا تمر و دمل مع دوام ليل * ما لهما ما حييت فجر ( صلاح صفدى از توريه ) * * *